کمال الملک، صورتگری به بلندای تاریخ

کاشان با بیش از ۷۵۰۰ سال قدمت، مهد تمدن و فرهنگ ایران زمین است،شهری که زادبوم هنرمندان و فرهیختگان شناخته و ناشناخته بسیاری بوده است بزرگ مردانی که از درک عظمتشان تنها به نام گذرگاه ها و میدان ها بسنده کرده ایم جای بسیار اندوه که فرزندانمان هیچ از میراث گمنام شهرشان نمی دانند.

۲۷مرداد هفتاد ونهمین سالروز درگذشت محمد غفاری ملقب به کمال الملک از پیشگامان ظهورعرصه های جدید در نقاشی ایران است.نقاش پرآوازه کاشانی که شاید کمتر همشهریانش او را بشناسند.

شخصیت کمال الملک در تاریخ به عنوان یکی از برجسته ترین هنرمندان رشته نقاشی و نگارگری شناخته می شود و آثارش از حیث استادی و مهارت با آثار بهترین نقاشان جهان برابری می نماید و هم اکنون در زمره برجسته ترین پدیده های دو قرن اخیر محسوب می شود و مایه فخر و مباهات هنر نقاشی ایران است از شاهکارهای او کشیدن تابلو تالار آیینه است که پنح سال به طول انجامید و شکوه این تالار را به تمامی در خود منعکس کرد.

میرزا محمد خان غفاری در مهرماه سال ۱۲۲۶ خورشیدی در یک خانواده هنردوست کاشانی در تهران متولد شد و در سه ماهگی همراه خانواده به زادگاهش كاشان بازگشت و در روستای سرسبز و خوش آب و هوای كله در نزدیكی این شهرستان ساكن شد.

همگام با بزرگتر شدنش طبع لطیفش هم درحال قد کشیدن تا آنجا که تحصیلات ابتدایی را در کاشان، به پایان رساند پدرش که همچون نیاکانش مشغول حرفهٔ نقاشی بود محمد را در ۱۲ سالگی همراه برادر بزرگترش راهی تهران کرد تا در مدسه دارالفنون تحصیل نقاشی بکند.

دیری نگذشت که استعداد فوق العاده اش در میان همشاگردی هایش نمایان شد روزها برهمین منوال می گذشت تا آنکه ستاره اقبال میرزا محمد طلوع کرد و ناصر الدین شاه که غالبا به مدرسه دارالفنون سر می زد و خرده ذوق نقاشی ای هم داشت از تابلویی که این هنرمند جوان کاشانی از اعتضادالسلطنه ساخته بود بسیار خوشش آمد و به او التفات کرد دیری نگذشت که او در ردیف پیشخدمتان درباری قرار گرفت و ملقب به نقاش باشی شد و در یکی از اتاق های کاخ گلستان مستقر شد و مقرری دریافت می کرد و حتی به پادشاه تعلیم نقاشی می داد.

محمد غفاری به كار خود در دربار ادامه داد تا در سال ۱۲۶۹ بنا بر رسم دوران قاجار میرزا علی اصغر خان امین السلطان لقب به اتابك اعظم برای محمد درخواست لقب كرد.

ناصرالدین شاه كه چند سال قبل در پی دزدی جواهرات سلطنتی از كمال الملك بازجویی كرده بودند و دلخوری و رنجش وی را فراهم كرده بود از این پیشنهاد استفاده بهینه را برای دلجویی از وی نمود و به او لقب كمال الملك اعطا و به همه ابلاغ كرد كه از آن پس وی را به این نام خطاب كنند.

سرانجام پس از ترور ناصر الدین شاه و فزونی هرج و مرج ها و فسادهای داخلی و خارجی کمال الملک فرصت را مغتنم دید که برای ادامه تحصیل به اروپا سفر کند. او بیش از سه سال در فلورانس، رم و پاریس گذراند و در موزه‌ها به رونگاری از آثار نقاشانی چون رامبراند و تیسین پرداخت. در پاریس با فنتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت.

کمال الملک در اروپا به سر می برد تا آنکه اتفاقی در دومین سفر مظفرالدین شاه به اروپا با او برخورد کرد و مظفرالدین شاه از او درخواست مراجعت به ایران را کرد و کمال المک به سودای بهره گیری از افکار و هنر پرورش یافته اش در دوره اصلاحات اساسی به ایران بازگشت. ولی در مواجهه با دولت و کارگزاران حکومت همان دولتی را دید که چند سال پیش در اثر فساد از آن گریخته بود.

این هنرمند کاشانی مجددا آماج کینه توزی و حسد اطرافیانش قرار گرفت و همین امر موجب شد دو سال را در محنت و رنج بگذراند تا آنکه سرانجام به عنوان زیارت و به قصد خلاصی از چنگال حکومت عزم عتبات شد و دو سال را آنجا سپری کرد در این میان پرده‌های «زرگر بغدادی» و «میدان کربلا» که ازجمله برجسته ترین آثار اوست را آنجا نقاشی کرد.دو سال اقامت در شهرهای مذهبی تاثیر عظیمی در پالودن روحیات و فطرت او داشت.

با طولانی شدن مسافرت کمال الملک به عتبات شاه با ارسال تلگراف و صدور دستورات مکرر به کنسول ایران در عراق کمال المک را راضی به بازگشت کرد درآن زمان مشروطه درحال نضج گرفتن بود که کمال الملک به انگیزه مشارکت و مساعدت در مشروطه خواهی و مبارزه با حکومت استبدادی به ایران آمد و در حین بازگشت به صف مشروطه خواهان پیوست.

در این هنگام کمال‌الملک با انتشار مقالات و ترجمه برخی آثار ژان ژاک روسو و دیگر نویسندگان آزادی‌خواه فرانسه، به سهم خود با حرکت مردم، همراه شد. در سال‌های بعد، مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را بر عهده گرفت. او در این مدرسه به پرورش شاگردانی همت گماشت که بعدها استادانی در مکتب او شدند. این سال ها پر بارتربن دوران زندگی او به شمار می رود که در این دوره قریب به یکصد و هفتاد تابلو خلق کرد.

او سرانجام در سال ۱۳۰۶ خورشیدی به دلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید و در سال ۱۳۰۷ به ملک شخصی خود در حسین آباد نیشابور کوچید. کمال‌الملک در آنجا بر اثر یک حادثه از یک چشم نابینا شد اما تا سال‌های آخر زندگی به نقاشی ادامه داد.

از جمله مهمترین آثار خلق شده توسط کمال الملک در دوران هنری خود می توان به تالار آیینه ،گربه و قفس، جن گیر، حوضخانه‌ی صاحبقرانیه، آبشار دوقلو ، شكارگاه و دورنمای عمارت گلستان اشاره کرد.

سرانجام محمد غفاری كاشانی ملقب به كمال الملك روز یكشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۱۹ شمسی در سن ۹۳ سالگی به علت بیماری و كهولت سن چشم از جهان فرو بست اما این پایان آغازی بود برای ماندگاری در ذهن و ضمیر همشهریانش بزرگ مردی که هیچگاه از سپهر تاریخ کاشان پاک نمی شود.

وی درحالی كه وصیت كرده بود كه او را در باغ خودش واقع در حسین آباد دفن كنند تا مدفنش محفل انس با دوستانش شود اما پیكرش را در نیشابور در مجاور قبر عارف بزرگ قرن ششم عطار نیشابوری به خاك سپرده شد.

 

گزارش از: حانیه ابوالحسنی


    new music
    (0) (0)

    new music

    جولای 13, 2020

    عالی بود مرسی❤ احسنت به شما به خاطر این آهنگ جدید تون

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.