«مرگ یخاب»، مرگ «زیستگاه کرکس‌ها»ست

پایگاه خبری اهل کاشانم؛ علی خالوئی _باور این‌که در حاشیه «رشته کوه‌های کرکس» زندگی کنی ولی، کرکس‌ها در این زیستگاه یافت نشوند، برایم دیرباورست.

امروز، «چهارم سپتامبر» برابر با سيزدهم شهریور، «روز جهانی آگاهی‌سازی کرکس‌ها» نامگذاری شده است.


چرا روزی در تقویم بنام کرکس‌ها نباشد!؟ در حالی‌که اکثر حیوانات، یک روزی بنام‌شان ثبت‌ست! خدای‌اش کرکس‌ها که دیگر، با این همه «خدمات‌دهی به طبیعت»، حق‌شان‌ست!

می‌گوئید چه حقی؟
«کرکس‌ها»، عموماً «مرده‌خوارند»، با خوردن لاشه‌ی حیوانات، مهم‌ترین عامل در جلوگیری از «گسترش عوامل آلودگی»، «گندیدگی و عفونت‌های میکروبی» بیش‌ترین خدمت را به انسان‌ها و دام‌های چوپانانی می‌کنند که در مراتع بیابانی و کوهستانی مشغول چریدن هستند.

کرکس‌ها مهم‌ترین عضوی از طبیعت هستند که می‌توانند «آلودگی‌های عفونی و میکروبی»، «خاک و آب‌های چشمه‌ساران» را کنترل کنند، و این بزرگترین‌ خدمتی‌ست که این عضو مهم حیات وحش با انسان و طبیعت می‌کند.

حالا ما چکار می‌کنیم!
چه زیبا جوابش را می‌دهیم! با « لاشه‌های مسموم»،  «شکارهای غیرمجاز»، «کوچک کردن زیستگاه» بخصوص گسترش معدن‌کاوی، «افزایش پسماندهای غیر بهداشتی»،  «توسعه‌ی مسیرهای برق» (برق‌گرفتی) و ده‌ها مورد دیگر زیستگاهش و زیستن‌اش را به مخاطره می‌اندازیم.

کرکس‌ها از «راسته‌ی بازسانان»اند، در جهان ۲۳ گونه‌ی کرکس دارند زندگی می‌کند، و خوشبختانه از این تعداد  ۶ گونه هم، طبیعت زیبای ایران را غنی‌سازی نموده است.

کرکس‌ها متأسفانه از «منظر حفاظتی» در رده‌بندی، «فهرست سرخ جهانی» قرار دارند.

کرکس‌های ایران عبارتنداز: «دال سیاه»، «کرکس مصری»، «کرکس هیمالیایی»، «دال پشت سفید»، «دال قهوه‌ای» و نهایتاً «هُما».
از این بین، «دال پشت سفید» به شدت در «معرض انقراض»ست.
«کرکس مصری» در «معرض انقراض»، «هما»، «کرکس هیمالیایی» و «دال سیاه» نیز در «معرض تهدید» و آخری نیز «دال قهوه‌ای» ست، با وضعیت «بدون نگرانی».

«هُمای اوج سعادت  به بام ما اُفتد»
«اگر تو را گُذری بر مَقام ما اُفتد»
پرنده‌نگر باشید و عاشق موسیقی اصیل ایرانی، مهال‌ست بر زیبایی «آلبوم جان عشاق» استاد شجریان، که زیبایی را بر  «هما» و اشعار «حافظ شیراز»، صدچندان کرده، عاشق نشوید.

متأسفانه هنوز من مؤفق به پایش و مستندسازی کرکس‌ها نشده‌ام. و شوربختانه‌تر این‌که جوابی برای سؤال ابتدای یادداشتم نداشتم.تا این‌که اين اواخر، دوستی بنام «مسیب صدری ابوزیدآبادی» خبرهای خوبی می‌دهد.

مسیب صدری، «مدیر عامل انجمن حافظان محیط زیست ابوزیدآباد»ست، این انجمن در شهر ابوزیدآباد فعالیت‌های زیست محیطی می‌کند. منطقه عالی‌ست، با وجود منطقه شکار ممنوع یخاب و ارتفاعات این زیستگاه، مسیب از رصد و پایش دو گونه‌ی ارزش‌مند کرکس‌ها بنام: «کرکس مصری» و «دال سیاه»، در «منطقه‌ی یخاب شهرستان آران و بیدگل» به ترتیب در سال‌های گذشته و این اواخر، خبر می‌دهد، خبری مسرت‌بخش برای اهالی محیط زیست.

می‌شود امید داشت که هنوز، کرکس‌ها در آسمان دشت کاشان بال بزنند.  و اوج می‌گیرند.

می‌شود امید داشت که هنوز، بیابان‌های دشت کاشان از آلودگی‌های ناشی از لاشه‌ها و مردارها، پاک است.

می‌شود امید داشت که هنوز، معدن‌کاوی ها، رمق طبیعت را بچالش نکشیده است.

ولی مسیب، با این آخری موافق نیست، گله‌مند است، از مجوزهای معدن‌کاوی که اخیراً در کمتر از بیست متری، دوعدد از مهم‌ترین «آب‌گاه‌های منطقه یخاب» بنام «افراد غیر بومی» صادر شده است.


افراد غیر بومی که از جنوب کشور برای  «معدن‌کاوی» از این‌جا سر درآورده‌اند، از «اهواز»

ناآگاهانی که، ناآگاهانه، کمر به تخریب زيستگاه صدها پستاندار، خزنده و پرنده‌ی اندمیک ایران مرکزی همچون «زاغ بُور» بسته‌اند. و مهم‌تر از همه، تخریب زیستگاه  «کرکس‌های شهرستان آران و بیدگل».

آب‌گاه‌های «اُزگُو» و «کشکو» در معرض خطر نابودی حاصل از معدن‌کاوی‌ست. این را مسیب می‌گوید.

مسیب گله‌مندست، گله‌مند از نامهربانی مدیران و مسببانی که، صورت «یخاب» را چنگ می‌زنند و می‌خَراشند.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.