مردمان بالادست چه صفائی دارند،
«کامو، قهرود، جوینان» و «برزآباد»

علی خالوئی، کنشگر حوزه محیط زیست

اپیزود اول:
کمتر اهالی‌ست از دشت کاشان، که اخبار جدال این روزهای روستائیان کامو، قهرود و جوینان را در حفاظت از محیط زیست و عرصه‌های طبیعت‌شان، نشنیده باشد.

تمدنی بنام «کامو» و «جوشقان قالی»، چشمه‌های آب شرب و کشاورزی، حیات مردمان: جوشقان‌قالی، کامو، چوگان،الزگ، قهرود، جوینان، جهق پائین و زنجان‌بر در تیرس معدنکاوی‌ست. در تیرس نابودی و اضمحلال‌ست.

مهد«تمدن قالی» و «باغات انگور»،
گون‌زارها، رویشگاه کلاه میرحسن‌‌ها، چوبک‌ها، تنگرس‌ها و بادام کوهی‌های‌مان،
زیستگاه بیست درصد پرندگان، ده درصد پستانداران و پنج درصد خزندگان کل ایران‌مان در کاشان‌ در زیر چکمه‌‌های معدن‌کاوانی در خطر نابودی‌ست.
در «کلاه برفی» و «گرگش»

و این میان، مردمانی که دیده نمی‌شوند،
کشاورزان و مرتعدارانی که دیده نمی‌شوند،
و البته گون‌ها، زرین‌گیاه‌ها، گونه‌ی اندمیک آویشن کرمانی‌‌ها، گربه‌ی پالاس‌ها، بزها، کل‌ها، پلنگ‌ها و سه گونه‌ی اندمیک پروانه‌های منطقه‌ی حفاظت شده.

و اگر هم دیده نشوند،
بگمانم که دیگر سهل می‌نماید.

چرا که وقتی مردمان‌مان دیده نمی‌شوند،
از دیده‌ناشدن حیات وحش‌مان،
دیگر انتظاری نیست!
گله‌‌ی نیست!

لطفاً بدانید،
تنها در مراتع ییلاقی بخش قمصر، حداقل ۳۵۰ خانواده‌ی مرتعدار، زندگی‌شان، معیشت‌شان، مستقیم در گرو مراتع و مرتعداری‌ست.

این تعداد خانوار، سالانه حدود ۹۴۰۰ واحد دامی، تولید و بعنوان غذا بر سرسفرهای‌مان می‌نشاندند.
این آمار، فارغ از آمار مرتعداران شهر برزک‌ست.

اگر برای هر واحد دامی ۴۰ کیلوگرم، تولید گوشت فرض شود، سالانه چیزی حدود ۴۰۰ تن گوشت را فقط مرتعداران بخش قمصر کاشان، بر سر سفرهای ایرانیان، ارمغان می‌آورند،
«آن‌هم از نوع گوشت سالم و اُرگانیک» .

این تولید، بجز تولید انواع لبنیات: ماست، دوغ، پنیر، و پشم، چرم و پوست‌ست.

اگر اعتقادی به تمدن این پاره‌ی تن کاشان نداریم، سزاوار نیست حداقل سفره‌های خودمان را بی‌نان و گوشت بگذاریم.
هست؟

اپیزود دوم:
اما در این ۳۶۰ هزار هکتار شهرستان، در خلال خبرهای بد زیست‌محیطی، خبرهای خوبی ازین دست نیز پیدا می‌شود.

این‌که مردمان برزآباد در بخش نیاسر، قدردان‌ آیندنگری گذشتگان‌شان و میراث پدرانشان هستند.
چنارهای تنها خیابان روستایشان را با چنگ و دندان، نگاه‌دار و پاسبانند.

خبرهای خوبی از دهیاری و اعضای شورا و اهالی روستا، به گوش می‌رسد.

سرپرست وقت اداره میراث فرهنگی کاشان، که گویا اهتمامی خاص به حفاظت از آثار ملموس و ناملموس شهری و روستایی کاشان تا اینجای کار، از خود نشان می‌دهد، ورود پیدا می‌کند.

ثبت «میراث طبیعی» چنارهای برزآباد را در دستور کار خود و اداره تحت نظر خود قرار می‌دهد.

از طرفی، سازمان منابع طبیعی که از دیرباز شناسایی و حفاظت از گونه‌های کهن‌سال کشوری را در دستور کار دارد، به یاری می‌طلبد.

سازمان منابع طبیعی، به درختان کهن‌سال کشور، بعنوان ذخائر ژرم‌پلاسمی می‌نگرد، برزآباد و «چنار روستای ون»، نیز یک ذخیره ژرم‌پلاسمی و ژنتیکی عالی‌ست.

گونه‌های که می‌توانند در آینده، منشأ خیر و برکت برای حفاظت از گونه‌های در معرض خطر و انقراض باشند.

منابع طبیعی وظيفه‌ خود می‌داند در حفاظت و صیانت از این کهن‌سالان از هیچ کوتاهی دریغ نکند.

از آخرین یادداشتم پیرامون «چنارهای برزآباد»، تحت عنوان: «برزآباد روستای چنارها خواهد ماند»؛ چهار سال می‌گذرد.

حرکت روبه جلوی برزآبادی‌ها کُندست،
شایدم که خیر!
قطعأ، خیلی هم کندست.

ولی این‌که اهالی این روستا با چنگ و دندان، تنها روستای میهمان چنارها را این‌گونه صيانت و حفاظت می‌کنند، عالی‌ست.
باید تک‌تک چنارها شناسنامه‌دار شوند،
پلاک‌دار شوند،
چنار شناسنامه‌دار،
هم‌چون انسان‌ها پاسداشت خواهد شد
و حقوقی برایش متصور خواهد شد.

بدانیم :
اگر چنارها نباشند،
اگر گون‌‌ها نباشند
اگر بادام کوهی‌ها نباشند.
خوب بدانیم:
که قطعا سر و کله‌ی بیل و کلنگ،
معدنداران از راه خواهد رسید.

آن‌وقت خواهیم شد:
جوشقان و استرک

خواهیم شد:
کامو، چوگان و جوشقان قالی

خواهیم شد:
تجره و پنداس

که هر کدام در دام معدن‌کاوی اسیر خواهیم شد و راه گزیر و گریزی نخواهیم یافت.
و آنجاست که باید برای حفظ هویت خویش، با بیل‌های معدنکاوی بجنگید.

آپیزود آخر:
اهتمام سرپرست میراث فرهنگی وقت کاشان مایه‌ی خوشبختی‌ست،
چرا که انتظارات اهالی زیست محیطی کاشان را حتی روستاها ارج می‌نهد.
آموزه‌ی که می‌تواند درسی برای مدیران بومی شهرستان‌مان کاشان باشد.
اميدواريم!


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.